مقدمه
ایران بهعنوان کشوری با تنوع قومی و فرهنگی گسترده، همواره با چالشهای جدی در حوزه حقوق بشر و حقوق اقوام مواجه بوده است. با وجود ظرفیتهای عظیم اقتصادی، اقلیمی و طبیعی، اقوام غیرفارس همچنان تحت فشارهای سیستماتیک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارند. در این میان، اعراب خوزستان یا بطور دقیقتر عربهای احواز، از جمله جوامعی هستند که به رغم سکونت در یکی از غنی ترین مناطق ایران از لحاظ منابع طبیعی، با محرومیت، تبعیض ساختاری و سرکوب گسترده مواجهاند.
احواز یا خوزستان؟
این پرسش، یکی از مباحث تاریخی و هویتی در خصوص این منطقه است. در دوره قاجار، این سرزمین با نام “عربستان” شناخته میشد، اما در سال ۱۹۳۶ میلادی، در دوران پهلوی اول، به “خوزستان” تغییر نام یافت. فعالان عرب، نام “احواز” را ترجیح میدهند، درحالیکه حکومتهای ایران همواره این نامگذاری را به جریانهای تجزیهطلب نسبت دادهاند.
برای درک این تغییر نام، باید به سال ۱۲۸۶ هجری شمسی بازگردیم؛ زمانی که نخستین تقسیمات کشوری ایران پس از انقلاب مشروطه انجام شد. بر اساس قانون تشکیلات ایالات و ولایات، ایران به ۴ ایالت و ۱۲ ولایت تقسیم شد و نام “عربستان” بهعنوان یکی از ایالتهای رسمی کشور به ثبت رسید. این ایالت شامل بخشهای وسیعی از استانهای امروزی خوزستان، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد بود. اما با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی و سیاستهای ملیگرایانه او، این نام حذف و نام “خوزستان” جایگزین شد.
نامگذاری این منطقه به “عربستان” به دلیل وجود گسترده قبایل و عشایر عرب در این سرزمین بود و بهنوعی هویت قومی و تاریخی آن را باز میگردد. تغییر این نام در دوران پهلوی و ادامه این سیاست در جمهوری اسلامی، همواره بخشی از راهبرد کلان برای محو هویت عربی و تحمیل یکدستسازی فرهنگی در ایران بوده است.
در ادامه، به بررسی ابعاد مختلف نقض حقوق بشر علیه عربهای احواز، از جمله تبعیض اقتصادی، سرکوب فرهنگی و سیاسی، بازداشت و اعدام فعالان مدنی، و همچنین واکنشهای بینالمللی به این وضعیت خواهیم پرداخت.
۱. پیشینه تاریخی و فرهنگی اعراب خوزستان ( عربهای احواز)
مردم عرب احواز، درطول تاریخی چند هزار ساله خود همیشه ساکن مناطق شمالی خلیج عربی بهویژه عربستان (احواز) بودن این منطقه، بهدلیل موقعیت استراتژیک و دسترسی به شریانهای تجاری و استرژیکی و همچنین منابع طبیعی فراوان، همواره مورد توجه استعمارگران بوده است. با این حال، سیاستهای دولت مرکزی در دهههای اخیر، منجر به تضعیف هویت فرهنگی، زبانی، و اقتصادی این جامعه شده است.
۲. موارد نقض حقوق بشر در خوزستان
۲.۱. تبعیض اقتصادی و اجتماعی
تبعیض اقتصادی و اجتماعی در احواز بویژه در حویزه (هویزه) ، خفاجیه(سوسنگرد)، معشور(ماشهر)و محمره(خرمشهر)، بشدت مشهود است. با وجود اینکه احواز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز در خاورمنه است، بسیاری از مناطق آن همچنان با فقر و بیکاری مواجه هستند. بهطور مثال، در شهرهایی مانند احواز و محمره، که ذخایر نفتی عظیمی در نزدیکی آنها قرار دارد، بسیاری از ساکنان این مناطق از فرصتهای شغلی مناسب بیبهرهاند و بیکاری در میان جوانان بسیار بالا است. علاوه بر این، در حالی که احواز به دلیل منابع نفتی یکی از مهمترین استانهای کشور است، این مناطق با کمبود زیرساختهای آموزشی و بهداشتی دستوپنجه نرم میکنند. برای مثال، آب آشامیدنی سالم در بسیاری از شهرستانها به یک معضل جدی تبدیل شده و مدارس با کمبود امکانات آموزشی و معلمان متخصص مواجهاند. بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در خوزستان در تابستان ۱۴۰۳ به ۱۳.۱ درصد رسید که این رقم ۲.۱ واحد درصد افزایش نسبت به بهار همان سال را نشان میدهد.
این نرخ بیکاری در مقایسه با میانگین کشوری که ۷.۵ درصد گزارش شده بود، حدود ۵.۶ واحد درصد بالاتر از آن را نشان میدهد. همچنین، نرخ بیکاری مردان در احواز (خوزستان) در تابستان ۱۴۰۳، معادل ۱۱.۱ درصد اعلام شده که ۵ واحد درصد بیشتر از نرخ بیکاری مردان در کل ایران است.
در احواز، نرخ بیکاری بهمراتب بالاتر است. بهعنوان مثال، در کوت عبدالله ، نرخ بیکاری 7۱ درصد گزارش شده است.
این آمارها نشاندهنده تبعیضهای سیستماتیک در توزیع فرصتهای شغلی و منابع اقتصادی در احواز است که منجر به افزایش نرخ بیکاری و کاهش کیفیت زندگی در این مناطق میشود.
۲.۲. سرکوب اعتراضات و بازداشتهای خودسرانه
هرگونه اعتراض مسالمتآمیز در احواز(خوزستان) با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه میشود. بهعنوان مثال، در جریان اعتراضات مردمی تابستان ۱۴۰۰ در سراسر احواز، که به دلیل بحران بیآبی و قطع مکرر برق برگزار شد، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم گلولههای جنگی و ساچمهای و پرتاب گاز اشکآور به سمت معترضان، اقدام به سرکوب تجمعات کردند. بر اساس گزارشهای موجود، دستکم هشت نفر از معترضان جان خود را از دست دادند و تعداد زیادی نیز زخمی شدند. همچنین، صدها نفر در این اعتراضات بازداشت شدند.
فهرست تعدای از جان باختگان اعتراضات که در اثر شلیک نیروهای امنیتی کشته شدن.
در شهر ایذج ( ایذه)، دو معترض به نامهای هادی بهمنی و محمد عبداللهی ،
شهر احواز، فرزاد فریسات (الفریساوی) ۲۹ ساله،در کوی علوی ،
شهر معشور (ماهشهر)،
میثم عچرش ۲۰ ساله،
شهر خفاجیه (سوسنگرد)، عیسی بالدی ۲۷ ساله،
شهر سوس (شوش)، محمد چنانی ۲۴ ساله،
شهر فلاحیه (شادگان)، مصطفی نعیماوی
و در کوت عبدالله احواز، قاسم خضیری ۱۸ ساله،
این آمارها نشاندهنده شدت سرکوب وحشاینه و غیر انسانی رژیم ایران و نقض حقوق بشر در جریان اعتراضات احواز است.
۲.۳. تبعیض زبانی و فرهنگی
تبعیض قومی و فرهنگی علیه مردم عرب احواز در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زبانی نیز مشاهده میشود. برای مثال در حوزه فرهنگی، آموزش به زبان مادری عربی بهرغم تأکید قانون اساسی ایران بر حق تحصیل به زبانهای مادری، همچنان برای مردم احواز ممنوع است و رسانهها و برنامههای رسمی نیز محدودیت شدیدی در استفاده از زبان عربی دارند. محدودیت در برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی از جمله موارد نقض حقوق فرهنگی عرب ها احواز است. در بعد اقتصادی، هم با فقر، بیکاری بالا و کمبود زیرساختهای اساسی مواجهاند. سیاستهای رسمی دولت در حوزههای شهرسازی، تغییر ترکیب جمعیتی و اسکان غیربومیان، موجب کاهش نقش جمعیت عرب در مدیریت محلی و به حاشیه راندن آنها شده است. این تبعیضها احساس نفی هویت قومی و عدم مشارکت در تصمیمگیریهای کلان را در میان مردم عرب احواز تشدید کرده است و منجر به تضعیف هویت فرهنگی و احساس بیگانگی در میان این جامعه شده است.
۲.۴. بازداشت و اعدام فعالان عرب
گزارشهای متعددی از بازداشتهای خودسرانه و صدور احکام اعدام برای فعالان فرهنگی و سیاسی عرب وجود دارد. فعالان فرهنگی، روزنامهنگاران، دانشجویان و معلمان عرب، به اتهاماتی مبهم مانند اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند، در روندهای قضایی فاقد شفافیت محاکمه و به احکام سنگینی از جمله حبس طولانیمدت، تبعید و اعدام محکوم شدهاند. هاشم شعبانی، جابر آلبوشوکه و علی چبیشاط از جمله فعالانی بودند که بدون دسترسی به دادرسی عادلانه اعدام شدند. زندانهای شیبان، سپیدار و کارون مملو از زندانیان سیاسی عربی است که تحت شکنجه، اعترافات اجباری و شرایط غیرانسانی قرار دارند. سرکوب هدفمند این فعالان، در کنار محرومیتهای اقتصادی، فرهنگی و زبانی، بخشی از سیاست کلان حذف هویت عربی در ایران بهشمار میرود.
۳. واکنشهای بینالمللی و تعهدات ایران
سرکوب و اعدام فعالان عرب در احواز طی سالهای اخیر با واکنشهای گسترده بینالمللی روبهرو شده است. سازمان ملل، عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر بارها نسبت به نقض حقوق بشر در ایران، بهویژه سرکوب معترضان عرب، محاکمات ناعادلانه و اعدامهای خودسرانه هشدار دادهاند. کشورهای غربی از جمله ایالات متحده، آلمان و فرانسه نیز خواستار توقف این اعدامها و رعایت حقوق اقلیتهای قومی شدهاند.
با این حال، حکومت ایران همچنان به بازداشت، شکنجه و سرکوب مخالفان عرب ادامه داده و اعتراضات بینالمللی را مداخله در امور داخلی خود میداند. تداوم این سیاستها نگرانیهای جهانی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را تشدید کرده است.
در سالهای اخیر، سازمان ملل و نهادهای بینالمللی چندین قطعنامه و بیانیه در محکومیت سرکوب فعالان عرب صادر کردهاند. در سال ۲۰۱۵، بان کیمون و در ۲۰۲۱، میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر، نسبت به وضعیت اقلیتهای قومی و نقض حقوق زندانیان سیاسی در ایران ابراز نگرانی کردند. همچنین، سازمانهایی مانند عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر بارها این اقدامات را محکوم کرده و خواستار توقف بازداشتها و اعدامها شدهاند.
با وجود این فشارها، ایران همچنان به تعهدات خود در چارچوب کنوانسیونهای بینالمللی پایبند نبوده و سرکوب سیستماتیک مخالفان عرب ادامه دارد، امری که بر نگرانیهای بینالمللی افزوده است.
احمد حسین
منابع
- 1. دیدهبان حقوق بشر: “ایران: سرکوب مرگبار اعتراضات خوزستان”، ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۱.
- 2. عفو بینالملل: “ایران – جان هشت زندانی بلوچ و عرب اهوازی در خطر است”، ۴ فوریه ۲۰۲۱.
- 3. رادیو زمانه: “عفو بینالملل: ایران به نقض حقوق اقلیت عرب پایان دهد”، ۱۷ ژانویه ۲۰۱۴.
- خبرگزاری های فارس زبان : “دهها شاعر و فعال فرهنگی عرب در استان خوزستان بازداشت شدند”، ۲۰ دی ۱۴۰۳.