آموزش و تحصیل به زبان مادری

سیاست‌های رژیم ایران در رابطه با حق آموزش به زبان مادری: یک ابزار سلطه یا مانعی برای تنوع فرهنگی؟

 

حق تدریس به زبان مادری نه تنها ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی و زبانی است، بلکه گامی اساسی در جهت عدالت آموزشی و احترام به تنوع اقوام و ملل مختلف می‌باشد.

حق تدریس به زبان مادری علاوه بر اینکه یکی از  اصول حقوق بشری است بلکه از نظر فرهنگی به افراد یا گروه‌های اقلیت اجازه می‌دهد که آموزش‌های رسمی خود را به زبان مادری‌شان دریافت کنند. دلایل شکل‌گیری و اهداف این حق به زمینه‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی برمی‌گردد:

این حق به‌ویژه در جوامعی که از تنوع زبانی و قومیتی برخوردارد هستنند، از اهمیت خاصی برخورداد است.

 

مقدمه و تاریخ شکل گیری حق تدریس به زبان مادری

 

یکی از موضوعات بنیادینی که همواره در کشورهای چند قومیتی و چند زبانه مطرح و از اهمیت خاصی برخورداد بوده، حق آموزش به زبان مادری است. این حق نه‌تنها به‌عنوان یک موضوع فرهنگی و هویتی مطرح می‌شود، بلکه نقش مستقیمی در عدالت آموزشی و دسترسی برابر به امکانات آموزشی دارد. در حالی که بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای در حال توسعه با پذیرش این حق به عنوان گامی در جهت حفظ تنوع فرهنگی و توسعه پایدار گام برداشته‌اند، سیاست‌های رژیم ج.ا.ایران در این زمینه همچنان با محدودیت‌ها و موانع مواجه است. در این مقاله می خواهیم از یک دیدگاه متفاوت به سیاست های  رژیم ایران و نظام مرکزگرایی ایران در مورد آموزش به زبان مادری بپردازیم.

تاریخچه :

حق تدریس به زبان مادری به‌طور مشخص در طول قرن بیستم و به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری نهادهای حقوق بشری بین‌المللی مطرح شد. این حق بیشتر در قالب اسناد بین‌المللی و کنوانسیون‌های حقوق بشری به رسمیت شناخته شده است.

مرحله مهم در این زمینه:

 

1. منشور سازمان ملل متحد (1945) و اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)

 

پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل متحد، توجه جهانی به حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر افزایش یافت. اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) اولین سند بین‌المللی بود که به‌طور کلی حقوق بشر را، از جمله حقوق زبانی و فرهنگی، به رسمیت شناخت. ماده 26 این اعلامیه به حق آموزش اشاره می‌کند، هرچند به‌طور مستقیم به تدریس به زبان مادری نپرداخته است.

 

     2. کنوانسیون یونسکو در مورد مبارزه با تبعیض در آموزش (1960)

 

این کنوانسیون یکی از اولین اسناد بین‌المللی بود که به‌طور غیرمستقیم به حق آموزش به زبان مادری پرداخت. این کنوانسیون از کشورهای عضو می‌خواهد که برای جلوگیری از تبعیض‌های آموزشی بر اساس زبان، نژاد یا مذهب تلاش کنند.

 

     3. کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)

 

ماده 27 این کنوانسیون از حقوق اقلیت‌ها برای استفاده از زبان مادری‌شان دفاع می‌کند. این ماده به این معنا است که افراد متعلق به اقلیت‌های زبانی نباید از حق استفاده از زبان خود در آموزش، فرهنگ یا دیگر عرصه‌ها محروم شوند.

 

     4. کنوانسیون حقوق کودک (1989)

 

این کنوانسیون یکی از اسناد بین‌المللی مهم است که در ماده 30 به حقوق کودکان اقلیت‌های زبانی اشاره کرده است. این ماده از کشورهای عضو می‌خواهد که حق کودکان برای حفظ زبان و فرهنگ مادری خود را به رسمیت بشناسند.

 

     5.اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیت‌های ملی، قومی، مذهبی و زبانی (1992)

این اعلامیه که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد، به‌صراحت بر حق افراد برای حفظ و توسعه زبان و فرهنگ مادری‌شان تأکید دارد و از دولت‌ها می‌خواهد تدابیر لازم برای حمایت از تدریس به زبان مادری را اتخاذ کنند.

 

    منشور اروپایی زبان‌های منطقه‌ای یا اقلیت (1992)

 

در سطح اروپا، منشور اروپایی زبان‌های منطقه‌ای یا اقلیت که توسط شورای اروپا تصویب شد، به‌طور خاص به محافظت و ترویج زبان‌های اقلیت و حق آموزش به زبان مادری در کشورهایی که دارای تنوع زبانی هستند، می‌پردازد.

 

در نتیجه، تصویب حق تدریس به زبان مادری از طریق مجموعه‌ای از کنوانسیون‌ها و اعلامیه‌های بین‌المللی صورت گرفته است و این حق به‌عنوان بخشی از حقوق اقلیت‌ها و حقوق فرهنگی به رسمیت شناخته شده است.

اول از همه با لازم است به اهمیت آموزش به زبان مادری پی ببریم و نقاط مثبت آن را تحلیل و بررسی کنیم.

 

آموزش به زبان مادری بر اساس تحقیقات علمی و تجارب جهانی که توسط سازمان جهانی یونسکو (UNESCO) ، مطالعات جیم کامینز (Jim Cummins) ، مؤسسه مطالعات سیاسی اقتصادی (Economic Policy Institute) ، تحقیقات توماس و کالدول (Thomas & Collier) ، گزارش بانک جهانی (World Bank) ، مؤسسه ملی آموزش و پژوهش‌های آموزشی هند (NCERT) و یونیسف (UNICEF) انجام شده ، تأثیرات مثبتی در زمینه‌های مختلف از جمله رشد شناختی، اجتماعی ، عاطفی و خود باوری دانش‌آموزان دارد. طبق مطالعاتی که توسط سازمان‌هایی مانند یونسکو و بانک جهانی انجام شده است، آموزش به زبان مادری در سال‌های ابتدایی تحصیل می‌تواند:

 

رشد شناختی کودکان را تقویت کند، زیرا آنان بهتر می‌توانند مفاهیم پیچیده را در زبانی که به آن مسلط هستند، فرا بگیرند.

گزارش‌ها و مقالات یونسکو بر اهمیت آموزش به زبان مادری به‌ویژه در مراحل ابتدایی تحصیل تأکید دارند. یکی از مهم‌ترین گزارش‌های یونسکو تحت عنوان:

Why Language Matters for the Millennium   Development Goals” (2010):

این گزارش توضیح می‌دهد که چگونه آموزش به زبان مادری می‌تواند به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری و کاهش نابرابری‌های آموزشی کمک کند)

  • هند یکی از کشورهایی است که در زمینه آموزش به زبان مادری تحقیقات زیادی صورت گرفته است. در مطالعه‌ای که توسط مؤسسه ملی آموزش و پژوهش‌های آموزشی هند (NCERT) انجام شد:

The Impact of Mother Tongue-Based Education on Learning Outcomes in Early Grades” (2014):

نشان داده شد که دانش‌آموزانی که در مراحل ابتدایی به زبان مادری آموزش می‌بینند، در مقایسه با دانش‌آموزانی که آموزش به زبان رسمی دریافت می‌کنند، عملکرد تحصیلی بهتری دارند.

 

یونیسف نیز در گزارشی جداگان به اهمیت آموزش به زبان مادری در زمینه حقوق کودکان و عدالت آموزشی پرداخته و توجه کرده است. یکی از گزارش‌های کلیدی این سازمان:

 

The Power of Education: The Impact of Learning in the Mother Tongue” (2016):

 

در این گزارش، تأکید شده است که آموزش به زبان مادری به‌ویژه برای کودکان در مناطق روستایی و محروم می‌تواند به بهبود دسترسی به آموزش با کیفیت و کاهش ترک تحصیل کمک کند.

 

برخی از مطالعات نیز به تأثیرات روانی آموزش به زبان مادری پرداخته‌اند:

مانند:

The Role of Mother Tongue in Mental Health of Migrant Children” (2011)

این تحقیق نشان می‌دهد که آموزش به زبان مادری به کودکان کمک می‌کند تا استرس‌های ناشی از آموزش و تفاوت‌های فرهنگی را بهتر مدیریت کنند و از سلامت روانی بهتری برخوردار شوند.

این تحقیقات و مستندات علمی نشان می‌دهند که آموزش به زبان مادری نه‌تنها در حفظ هویت فرهنگی و پیشرفت تحصیلی مؤثر است، بلکه تأثیرات گسترده‌ای بر عدالت آموزشی، سلامت روانی دارد. بسیاری از این مطالعات توسط نهادهای معتبر بین‌المللی و پژوهشگران مطرح در حوزه آموزش انجام شده‌اند و نتایج آن‌ها نشان‌دهنده اهمیت و ضرورت این حق در جوامع چندزبانه و اقلیت‌محور است.

بسیاری هم از دانشگاه‌ها و سازمان‌های دولتی در کشورهای مختلف تحقیقات گسترده‌ای درباره حق آموزش به زبان مادری و تأثیرات آن انجام داده‌اند. این تحقیقات عمدتاً توسط دانشکده‌های آموزش، زبان‌شناسی، علوم اجتماعی و حقوق در دانشگاه‌ها و همچنین نهادهای دولتی مرتبط با آموزش و اقلیت‌ها انجام شده‌اند. در ادامه به نمونه‌هایی از تحقیقات دانشگاهی و سازمان‌های دولتی در این زمینه اشاره می‌کنم.

 

الف) دانشگاه هاروارد (Harvard University)

مؤسسه مطالعات آموزشی در دانشگاه هاروارد مطالعات متعددی درباره تأثیرات آموزش به زبان مادری بر عملکرد تحصیلی و توسعه زبان مادری انجام داده است. یکی از پروژه‌های این دانشگاه، تحقیقاتی در زمینه تأثیرات آموزش دو زبانه در سیستم‌های آموزشی آمریکا بوده که نشان می‌دهد آموزش به زبان مادری به بهبود عملکرد دانش‌آموزان کمک می‌کند.

 

 

ب) دانشگاه تورنتو (University of Toronto)

 

دانشگاه تورنتو به‌ویژه با پژوهش‌های جیم کامینز در زمینه دوزبانگی و آموزش به زبان مادری نقش پررنگی داشته است. تحقیقات در این دانشگاه نشان داده‌اند که دانش‌آموزانی که ابتدا به زبان مادری آموزش می‌بینند، در مقایسه با دانش‌آموزانی که بلافاصله وارد سیستم آموزشی با زبان دوم می‌شوند، موفق‌تر هستند.

 

 

ج) دانشگاه کمبریج (University of Cambridge)

 

در دانشگاه کمبریج، دانشکده آموزش مطالعات گسترده‌ای درباره آموزش چندزبانه و تأثیرات آموزش به زبان مادری بر عدالت آموزشی و توسعه کودکان انجام داده است. پروژه‌هایی مانند “Multilingualism in Education” به بررسی نقش زبان مادری در کشورهای چندزبانه پرداخته و نتایج مثبتی از این نوع آموزش ارائه کرده است.

 

 

د) دانشگاه آفریقای جنوبی (University of South Africa)

این دانشگاه در تحقیقاتی با عنوان “Mother Tongue Education in South African Schools” به بررسی تأثیرات آموزش به زبان مادری بر دانش‌آموزان آفریقایی پرداخته و نتایج مثبتی در زمینه بهبود یادگیری و کاهش ترک تحصیل نشان داده است.

 

تحقیقات سازمان‌های دولتی

بسیاری از سازمان‌های دولتی، به ویژه وزارت‌خانه‌های آموزش و سازمان‌های مرتبط با اقلیت‌ها، در کشورهای مختلف تحقیقات جامعی درباره اثرات آموزش به زبان مادری انجام داده‌اند. برخی از این تحقیقات شامل موارد زیر هستند:

 

الف) وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده (U.S. Department of Education)

 

این وزارت‌خانه به‌طور مداوم تحقیقاتی درباره آموزش دوزبانه و زبان مادری برای دانش‌آموزان مهاجر و اقلیت‌های زبانی انجام داده است. برنامه‌های تحقیقاتی مرتبط با English  Learner Education  به ارزیابی تأثیر آموزش به زبان مادری در مدارس ایالات متحده می‌پردازند.

 

 

ب) سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)

 

OECD یکی از سازمان‌های بین‌المللی است که در زمینه آموزش به زبان مادری تحقیقات گسترده‌ای انجام داده است. گزارش‌هایی مانند   Immigrant Students at School  به بررسی تأثیرات آموزش به زبان مادری بر عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان مهاجر در کشورهای عضو این سازمان پرداخته است.

 

 

ج) وزارت آموزش و پرورش کانادا (Canadian Ministry of Education)

 

دولت کانادا یکی از پیشگامان در اجرای برنامه‌های آموزش به زبان مادری است و تحقیقات دولتی متعددی در این زمینه انجام داده است. مطالعات این وزارت‌خانه نشان داده‌اند که آموزش به زبان فرانسوی و زبان‌های بومی (مانند کری و اینوکتیتوت) تأثیرات مثبتی بر یادگیری و حفظ فرهنگ‌های اقلیتی در کانادا دارد.

 

 

 

د) اتحادیه اروپا (European Union)

 

اتحادیه اروپا از طریق برنامه‌های تحقیقاتی آموزشی و گزارش‌های کمیسیون اروپا، به طور مداوم به مطالعه تأثیرات آموزش به زبان مادری پرداخته است. یکی از پروژه‌های کلیدی، Multilingual Classrooms: The Role of Mother Tongue Education  بوده که به بررسی تأثیرات آموزش به زبان مادری بر اقلیت‌های زبانی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا پرداخته است.

حقیقات گسترده‌ای توسط دانشگاه‌ها، سازمان‌های دولتی و نهادهای بین‌المللی در مورد آموزش به زبان مادری انجام شده است که به طور کلی، بیشتر تحقیقات علمی درباره آموزش به زبان مادری نتایج مثبتی در زمینه‌های آموزشی، اجتماعی و روانی نشان داده‌اند.

 

حق تدریس به زبان مادری علاوه بر حفظ تاریخ فرهنگی و هویت از زوال زبان‌های بومی جلوگیری میکند و همچنین تأثیرات گسترده‌تری در جنبه‌های مختلف اجتماعی، آموزشی، روانی و اقتصادی دارد.. این تأثیرات می‌توانند به بهبود وضعیت عمومی افراد و جوامع کمک کنند. در ادامه، برخی از مهم‌ترین تأثیرات این حق ذکر شده است:

 

1. بهبود عملکرد تحصیلی

 

کودکان و دانش‌آموزان که آموزش را به زبان مادری فرا می گیرند مطالب را بهتر درک و یادگیری مؤثرتری خواهند داشت. تحقیقات نشان داده است که کودکانی که به زبان مادری خود آموزش می‌بینند، در مهارت‌های خواندن، نوشتن و تفکر انتقادی عملکرد بهتری دارند. وقتی دانش‌آموزان به زبان مادری خود تحصیل می‌کنند، یادگیری مفاهیم پیچیده راحت‌تر می‌شود و مهارت‌های علمی و آموزشی خود را سریعتر ارتقا می‌دهند.

 

2. تقویت توانایی یادگیری زبان دوم

 

جالب است که آموزش به زبان مادری نه‌تنها مانع یادگیری زبان دوم نمی‌شود، بلکه آن را تسهیل می‌کند. وقتی افراد ابتدا به زبان مادری خود آموزش می‌بینند، بهتر می‌توانند مفاهیم زبانی و ساختارهای زبانی را درک کنند. این موضوع یادگیری زبان دوم یا زبان رسمی را برای آن‌ها ساده‌تر و سریع‌تر می‌کند.

 

 

 

 

3. کاهش ترک تحصیل

 

یکی از پیامدهای مثبت آموزش به زبان مادری، کاهش نرخ ترک تحصیل است. در بسیاری از کشورها، اقلیت‌های زبانی به دلیل ناتوانی در درک زبان رسمی آموزش، از ادامه تحصیل منصرف می‌شوند. آموزش به زبان مادری می‌تواند به حفظ علاقه و انگیزه دانش‌آموزان کمک کند و باعث شود آن‌ها با شرایط آموزشی بهتر کنار بیایند و تحصیل خود را ادامه دهند.

 

4. افزایش عزت‌نفس و اعتماد به‌نفس

 

آموزش به زبان مادری نقش مهمی در تقویت عزت‌نفس و اعتماد به‌نفس کودکان دارد. وقتی افراد به زبان مادری خود آموزش می‌بینند، احساس تعلق و ارزشمندی بیشتری نسبت به فرهنگ و زبان خود پیدا می‌کنند. این احساس باعث می‌شود که آن‌ها در محیط‌های آموزشی و اجتماعی با اعتماد به‌نفس بیشتری ظاهر شوند.

در نهایت، به افزایش دسترسی به عدالت آموزشی و کاهش نابرابری‌های اجتماعی کمک کند.

علاوه بر این، کشورهایی مانند فنلاند، سوئد، و کانادا با اجرای سیاست‌های چندزبانه توانسته‌اند به حفظ هویت‌های زبانی و فرهنگی اقلیت‌ها کمک کنند و از تنش‌های قومی و زبانی جلوگیری کنند. چنین رویکردی نه‌تنها تهدیدی برای وحدت ملی نبوده، بلکه به تقویت همبستگی اجتماعی نیز منجر شده است.

5- بهبود سلامت روانی

 

آموزش به زبان مادری تأثیر مثبتی بر سلامت روانی افراد، به‌ویژه کودکان دارد. یادگیری به زبانی که فرد با آن آشناست و احساس امنیت می‌کند، می‌تواند استرس و فشارهای روانی مرتبط با یادگیری را کاهش دهد. کودکان در محیطی که زبان مادری آن‌ها پذیرفته و تشویق می‌شود، احساس راحتی و آرامش بیشتری دارند و این امر می‌تواند به سلامت روانی و عاطفی آن‌ها کمک کند.

 

 

سیاست‌های رژیم ایران در قبال زبان مادری

 

از نظر رژیم ایران، موضوع آموزش به زبان مادری در طول سال‌های پس از انقلاب 1357 یک مسئله حساس و پیچیده بوده است. اگرچه در اصولی از قانون اساسی ایران به حقوق زبانی اقوام و آموزش زبان مادری اشاره شده است، اما اجرای این حقوق با محدودیت‌ها و چالش‌هایی هم مواجه بوده است.

 

  1. 1. در مبانی قانونی در جمهوری اسلامی ایران بطور واضح و مستقیم به حق تدریس به زبان مادری برای اقوام غیر فارس اشاره نشده و فقط بصورت تلویحی به آن بیان و نگارش شده است.

 

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه در اصل ۱۵ و اصل ۱۹ به موضوع زبان مادری و حقوق اقوام  اینگونه اشاره شده است:

 

 

 

 

اصل ۱۵ قانون اساسی بیان می‌کند:

 

>زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.”

 

 

 

اصل ۱۹ بیان می‌کند:

 

> “مردم ایران از هر قوم و قبیله‌ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.”

 

برخلاف تجارب موفق کشورهای پیشرفته، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به رویکرد مرکزگرایانه و تمرکزگرایی فرهنگی، همواره به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم حق آموزش به زبان مادری را سرکوب کرده است. اصل ۱۵ قانون اساسی به‌ظاهر به اقوام و گروه‌های زبانی حق تدریس ادبیات خود را می‌دهد، اما در عمل این اصل هیچگاه به‌طور گسترده اجرایی نشده است. آموزش به زبان مادری نه‌تنها به‌صورت محدود باقی مانده، بلکه هرگونه مطالبه برای آموزش گسترده‌تر به زبان‌های محلی به‌طور مداوم با واکنش‌های سرکوبگرانه مواجه شده است.

 

دلایل مخالفت رژیم با آموزش به زبان مادری

 

رژیم ایران همواره نگران بوده است که آموزش به زبان مادری باعث ایجاد ناسیونالیسم قومی و در نتیجه، تهدیدی برای یکپارچگی ملی باشد. این دیدگاه از آنجاست که حکومت ایران، مانند بسیاری از دولت‌های خودکامه، از تنوع فرهنگی و زبانی به‌عنوان یک تهدید علیه قدرت مرکزی و حاکمیت ملی می‌هراسد و با تأکید بر زبان فارسی و استفاده از آن به‌عنوان ابزار اصلی آموزش، در پی تحمیل هویت فرهنگی ایرانی-فارسی است. این تحمیل زبانی و فرهنگی به‌طور عمده با هدف سرکوب تنوع‌های قومی و زبانی و تحکیم قدرت مرکزی انجام می‌شود و هرگونه مطالبه برای آموزش به زبان مادری در مناطقی مانند کردستان، بلوچستان و احواز را به‌طور معمول با برچسب‌های سیاسی مانند تجزیه‌طلبی یا خطر امنیتی مواجه نموده است. حکومت ایران به‌جای پرداختن به این مطالبات به‌عنوان حقوق اساسی فرهنگی و آموزشی، آن‌ها را تهدیدی برای بقای سیاسی خود تلقی کرده و با سرکوب خشونت‌آمیز به آن پاسخ داده است.

 

آثار منفی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران بر تنوع زبانی

 

سیاست‌های زبانی جمهوری اسلامی نه‌تنها به نابودی زبان‌های محلی و کاهش تنوع زبانی منجر شده است، بلکه باعث ایجاد نابرابری‌های آموزشی و اجتماعی نیز شده است. بسیاری از دانش‌آموزانی که در مناطق غیر فارسی‌زبان تحصیل می‌کنند، به دلیل عدم تسلط به زبان فارسی در سال‌های ابتدایی تحصیل دچار مشکلات آموزشی می‌شوند. این فاصله زبانی منجر به افت تحصیلی، ترک تحصیل زودهنگام و در نهایت محرومیت از فرصت‌های برابر آموزشی می‌شود.

 

در مناطقی مانند احواز ، کردستان، آذربایجان و بلوچستان، شکاف آموزشی بین اقوام فارسی‌زبان و غیر فارسی‌زبان به‌ویژه در مقاطع ابتدایی تحصیل به‌وضوح مشهود است. تحقیقات نشان داده‌اند که کودکان در این مناطق به دلیل فاصله زبانی و آموزش به زبانی که به‌طور کامل بر آن مسلط نیستند، در مقایسه با همتایان فارسی‌زبان خود با چالش‌های بیشتری مواجه هستند. این نابرابری آموزشی به‌طور مستقیم به نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی نیز دامن می‌زند.

 

رژیم ایران با نادیده گرفتن تجارب جهانی، سیاست‌های زبانی خود را بر پایه نگرانی‌های امنیتی و سلطه فرهنگی و استعماری بنا کرده است. کشورهای موفقی مانند فنلاند، سوئد و کانادا نشان داده‌اند که آموزش به زبان مادری نه‌تنها تهدید نیست، بلکه می‌تواند به همبستگی اجتماعی و توسعه پایدار کمک کند. این کشورها با اجرای سیستم‌های آموزشی چندزبانه، نه‌تنها به حفظ هویت‌های فرهنگی و زبانی اقلیت‌ها کمک کرده‌اند، بلکه از طریق ترویج احترام متقابل و تساوی حقوق فرهنگی، از بروز تنش‌های قومی و زبانی نیز جلوگیری کرده‌اند.

 

نتیجه‌گیری

 

سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال آموزش به زبان مادری نه‌تنها ناقض حقوق بشر و حقوق اقوام است، بلکه به افزایش نابرابری‌های اجتماعی و تضعیف همبستگی ملی نیز منجر شده است. مرکزگرایی زبانی و تحمیل زبان فارسی به‌عنوان تنها زبان رسمی آموزشی، نه‌تنها زبان‌های محلی را به حاشیه رانده، بلکه به افت تحصیلی و محرومیت‌های اجتماعی نیز دامن زده است.

 

اجرای آموزش به زبان مادری به‌عنوان یک حق اساسی می‌تواند به حفظ هویت‌های زبانی و فرهنگی، کاهش نابرابری‌های آموزشی و تقویت وحدت ملی کمک کند. جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن تجارب جهانی و تغییر رویکرد خود می‌تواند به جای سرکوب تنوع فرهنگی و زبانی، از این تنوع به‌عنوان ابزاری برای پیشرفت و توسعه پایدار بهره‌برداری کند.

 

اشتراك گذاشتن

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *