برای مقدمه باید گفت : اختلافات سیاسی درون حاکمیت رژیم ایران، یکی از مهمترین مسائل سیاسی کشور در دهههای اخیر بوده است. این اختلافات نه تنها بر سیاستهای داخلی تأثیرگذار بوده، بلکه نقش بسزایی در تعیین جهتگیریهای اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی ایران داشته است. از دیدگاه اپوزیسیون، اختلافات سیاسی درون حاکمیت ایران همواره ریشه در بحران مشروعیت و عدم پاسخگویی به خواستههای مردم دارد. این اختلافات تنها در سطح نمایشی برای حفظ قدرت و کنترل منابع کشور است و تغییرات اساسی در وضعیت مردم ایجاد نمیکند. انتخابات ریاست جمهوری نیز به عنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به نظام موجود و حفظ وضع موجود تلقی میشود.البته این را هم اضافه کنیم که انتخابات ریاست جمهوری در ایران همواره بستری برای بروز و نمایش این اختلافات سیاسی درون حاکمیتی بوده است. حال با فوت رئیسی میتواند منجر به خلاء قدرت در سطح بالای حاکمیت شود. این خلاء ممکن است باعث بیثباتی سیاسی و رقابت شدید بین جناحهای مختلف درون نظام شود. اصولگرایان و اصلاحطلبان هر دو تلاش خواهند کرد تا این خلاء را پر کنند، که میتواند به تنشها و اختلافات بیشتر درون حاکمیت منجر شود. رئیسی به عنوان یکی از چهرههای برجسته اصولگرایان و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، نقش مهمی در انتخابات و سیاستهای کلان کشور داشت. با فوت او، اصولگرایان ممکن است به دنبال کاندیداهای جدید و یا چهرههای کمتر شناخته شده برای رقابت در انتخابات باشند. این موضوع میتواند به تغییرات غیرمنتظره در لیست کاندیداها و استراتژیهای انتخاباتی منجر شود.
اختلافات سیاسی درون حاکمیت
در ایران، دو جریان عمده سیاسی وجود دارند: اصولگرایان و اصلاحطلبان. اصولگرایان به ارزشهای انقلاب اسلامی و حفظ وضعیت موجود متعهدند و بر ضرورت مقاومت در برابر نفوذ غرب تاکید میکنند. از سوی دیگر، اصلاحطلبان به تغییرات تدریجی و بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی اعتقاد دارند. این دو جریان همواره در مورد موضوعات کلیدی مانند حقوق بشر، آزادیهای مدنی، سیاستهای اقتصادی و روابط بینالمللی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اما اپوزیسیون معتقد است که اختلافات سیاسی بین اصولگرایان و اصلاحطلبان، بیشتر نمایشی است تا واقعی. هر دو جریان در نهایت به حفظ ساختار فعلی قدرت و منافع خود متعهد هستند. اصولگرایان با تکیه بر ایدئولوژی انقلابی و مخالفت با غرب، سیاستهای سرکوبگرایانه خود را توجیه میکنند، در حالی که اصلاحطلبان با وعدههای تغییرات جزئی و اصلاحات تدریجی، سعی در جذب حمایت مردمی دارند. اما این اصلاحات هرگز به تغییرات اساسی منجر نمیشود وهردوی آنها به اصل ولایت فقیه اعتقاد و آن را فصل الخطاب میدانند.
وضعیت اقتصادی و تاثیر آن بر انتخابات
وضعیت اقتصادی اسفبار ایران نتیجه تحریمهای بینالمللی، فساد گسترده و سوءمدیریت مزمن است. تورم فزاینده، بیکاری و کاهش ارزش پول ملی زندگی را برای بسیاری از ایرانیان سخت کرده است. از دیدگاه اپوزیسیون، این وضعیت اقتصادی میتواند نارضایتی عمومی را افزایش داده و مشارکت مردمی در انتخابات را کاهش دهد. مردم ممکن است به دلیل بیاعتمادی به نظام سیاسی و عدم باور به تغییرات واقعی، از شرکت در انتخابات خودداری کنند. این مورد و میزان مشارکت پایین را در انتخابات سال گذشته مجلس و شوراها را می توان بوضوح دید که طبق آمار رسمی منتشر شده شرکت در انتخابات کمتر از 44% بوده.
اهمیت میزان مشارکت مردم
میزان مشارکت مردم در انتخابات، از دو جهت حائز اهمیت است: مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی و تقویت جایگاه رئیس جمهور منتخب. هرچه میزان مشارکت بیشتر باشد، نظام سیاسی از مشروعیت بیشتری برخوردار خواهد بود و رئیسجمهور منتخب نیز با پشتوانه قویتری میتواند برنامههای خود را اجرا کند. در مقابل، مشارکت پایین میتواند نشاندهنده نارضایتی عمومی و عدم اعتماد به نهادهای سیاسی باشد. همچنین میزان مشارکت پایین در انتخابات نشاندهنده نارضایتی عمومی و عدم اعتماد به نظام سیاسی است. نظام جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش میکند تا با افزایش میزان مشارکت مردمی، به مشروعیت خود افزوده و به جهان نشان دهد که همچنان از حمایت عمومی برخوردار است. اما مشارکت پایین میتواند این تصویر را مخدوش کند و فشارهای داخلی و خارجی را بر نظام افزایش دهد.
موضع اصلاحطلبان / دیدگاه اپوزیسیون
اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو بر لزوم تغییرات جدی در سیاستهای داخلی و خارجی تاکید دارند. آنها معتقدند که تنها از طریق بازنگری در سیاستها و بازکردن فضای سیاسی میتوان مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور را حل کرد. این جریان به دنبال جذب حمایت مردمی با وعدههایی مانند افزایش آزادیهای مدنی، بهبود روابط با کشورهای خارجی و مبارزه با فساد هستند. که در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و حسن روحانی با کارشکنی و دست اندازی نیروهای تندرو وابست به بیت رهبری به شکست انجامید و در نهایت برای این دوشخصیت ممنوع التصویر و یا رد صلاحیت در دورهای بعدی بود.
اما از دیدگاه اپوزیسیون، اصلاحطلبان اغلب به عنوان چهرههایی ظاهر میشوند که وعدههای تغییرات تدریجی و بازنگری در سیاستها را میدهند، اما در عمل قادر به ایجاد تغییرات اساسی نیستند. آنها بیشتر به عنوان بخشی از ساختار قدرت عمل میکنند که به جای تقابل با اصولگرایان، به حفظ وضع موجود کمک میکنند. این جریان با وعدههایی مانند افزایش آزادیهای مدنی و بهبود روابط با کشورهای خارجی، سعی در جذب حمایت مردمی دارد، اما در نهایت نمیتواند انتظارات مردم را برآورده کند.
اهمیت انتخابات برای جوامع بینالمللی
انتخابات ریاست جمهوری ایران برای جوامع بینالمللی نیز اهمیت ویژهای دارد. نتیجه این انتخابات میتواند تعیینکننده جهتگیریهای آینده سیاست خارجی ایران باشد. کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده، به دقت انتخابات ایران را دنبال میکنند،زیرا رئیسجمهور منتخب میتواند نقش کلیدی در مذاکرات هستهای و روابط دوجانبه ایفا کند. اما از دیدگاه اپوزیسیون، جامعه بینالمللی باید بداند که انتخابات در ایران، نمایشی برای حفظ مشروعیت نظام است و تغییرات اساسی در سیاستهای کشور ایجاد نخواهد کرد. کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده باید این واقعیت را در نظر بگیرند که تصمامات کلیدی توسط رهبری است و ریاست جمهور اختیاری ندارد. و باید فشارهای خود را برای تغییرات واقعی و حقوق بشر افزایش دهند.
هزینه برگزاری انتخابات
برگزاری انتخابات در ایران هزینههای قابل توجهی دارد که شامل هزینههای اجرایی، امنیتی و تبلیغاتی است. که از جیب مردم تامین میشود با توجه به گستردگی جغرافیایی و جمعیتی کشور، هزینههای مربوط به سازماندهی و مدیریت انتخابات نیز بالاست. در نهایت برای حفظ وضع موجود و مشروعیتبخشی به نظام هزینه میشود از دیدگاه اپوزیسیون، این هزینهها بیفایده است و بهتر است به جای آن، منابع کشور برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم صرف شود. به این دلیل که مقام ریاست جمهوری در ایران بعد از رهبری خامنه ای به یک مقام تشریفاتی و سمبلیک تبدیل شد.
نظر رهبر ایران درباره کاندیدای مورد نظر
رهبر جمهوری اسلامی ایران همواره در انتخابات نقش مهمی ایفا میکند. گرچه ایشان به طور مستقیم از کاندیدای خاصی حمایت نمیکنند، اما با بیانات و رهنمودهای خود میتوانند بر جهتگیری عمومی انتخابات تاثیرگذار باشند. رهبر ایران معمولاً بر اهمیت مشارکت حداکثری مردم و انتخاب فردی که به ارزشهای انقلاب اسلامی وفادار باشد تاکید دارند. این دخالتها نشاندهنده عدم وجود دموکراسی واقعی در ایران و کنترل متمرکز قدرت است.البته این مورد را نباید فراموش کرد که تایید نهای صلاحیتهای کاندیدای ریاست جمهوری بصورت غیر مستقم توسط رهبری توسط شورای نگهبان صورت میگیرد.
نتیجهگیری
انتخابات ریاست جمهوری ایران، با مشارکت حداکثری در انتخابات میتواند به مشروعیت نظام کمک کند، ودر مقابل عدم مشارکت یا مشارکت پایین مردمی میتواند باعث مشروعیت زدای از نظام شود. در کل انتخابات ریاست جمهوری ایران نمایشی برای حفظ مشروعیت نظام و کنترل وضعیت موجود است. اختلافات سیاسی درون حاکمیت بیشتر نمایشی و بدون تاثیر واقعی بر زندگی مردم است. وضعیت اقتصادی اسفبار کشور نتیجه سوءمدیریت و فساد است و میتواند بر مشارکت مردمی در انتخابات تاثیر منفی بگذارد. جامعه بینالمللی باید این واقعیتها را در نظر بگیرد و فشارهای خود را برای تغییرات واقعی در ایران افزایش دهد.