برنامه موشکی ایران، در طول چهار دهه گذشته، همواره بهعنوان ستون فقرات دکترین نظامی و اصلیترین ابزار بازدارندگی این حکومت در برابر تهدیدات خارجی، بهویژه در تقابل با اسرائیل، معرفی شده است. این شبکه درهمتنیده که با پنهانکاری عمیق و سرمایهگذاریهای نجومی تحت عنوان «شهرهای موشکی» در اعماق کوهستانها و بیابانهای ایران توسعه یافت، اکنون در پی درگیریهای نظامی بیسابقه و تبادل آتش مستقیم، با چالشهای موجودیتی و آسیبپذیریهای استراتژیک روبهرو شده است. این گزارش، با تکیه بر دادههای اطلاعاتی، تصاویر ماهوارهای و روندهای تاریخی، به کالبدشکافی توپوگرافی، تاریخچه توسعه و وضعیت کنونی این زرادخانههای زیرزمینی میپردازد.
۱. ژنز و تکامل دکترین بازدارندگی؛ از غنائم جنگی تا «جهاد خودکفایی»
ریشههای توسعه زرادخانه موشکی ایران به شکافهای تسلیحاتی در دوران جنگ هشتساله با عراق بازمیگردد. در آن مقطع، مهندسی معکوس روی راکتهای «لونا-ام» شوروی و خرید محدود موشکهای «اسکاد-بی» از لیبی و کره شمالی، پایههای اولیه این برنامه را شکل داد.
با این حال، جهش استراتژیک این برنامه در تیرماه ۱۳۷۰ و با تاسیس «سازمان جهاد خودکفایی سپاه» رقم خورد. این نهاد که خارج از ساختار بوروکراتیک و رسمی ارتش شکل گرفت، با هدایت چهرههای کلیدی چون حسن طهرانیمقدم (ملقب به پدر صنعت موشکی) ماموریت یافت تا با بهرهگیری از شبکههای قاچاق اسلحه و انتقال تکنولوژی از کره شمالی، چین و بلوک شرق، یک برنامه بومیسازی تسلیحاتی را پایهریزی کند؛ برنامهای که هدف نهایی آن، ایجاد ظرفیت ضربه دوم و تهدید موجودیتی علیه اسرائیل تعریف شده بود.
۲. پیوستگی سیاسی در توسعه نظامی؛ پروژهای فراتر از دولتها
تحلیل تاریخچه ساخت و توسعه شهرهای موشکی نشان میدهد که این شبکه عظیم، تابعی از تغییرات دولتها نبوده و بهعنوان یک کلانپروژه حاکمیتی در تمامی ادوار سیاسی پیگیری شده است:
دوران سازندگی (بنیانگذاری ژئوپلیتیک): در دوره ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، سازماندهی جهاد خودکفایی تثبیت شد و خریدهای پایه نظیر موشکهای «ام-۷» چینی (که بعدها پایه توسعه سری فاتح شد) انجام گرفت.
دوران اصلاحات (آغاز حفاریهای استراتژیک): برخلاف گفتمان تنشزدایی دولت محمد خاتمی، ساختار نظامی با فرماندهی محمدباقر قالیباف در نیروی هوایی سپاه، پروژه عظیم حفر تونلها در کوههای زاگرس را کلید زد. در همین مقطع، موشک «شهاب-۳» بهعنوان اولین پلتفرم با توانایی هدف قرار دادن اسرائیل رونمایی شد.
تغییر فاز در دهه هشتاد: در دوره محمود احمدینژاد، نیروی هوایی سپاه با تغییر نام به «هوافضا»، ماموریتهای خود را بسط داد و توسعه شبکههای زیرزمینی را در عمق بیشتری دنبال کرد.
دوران اعتدال (توسعه خوشههای تهاجمی): در سایه دیپلماسی هستهای حسن روحانی، فرماندهی امیرعلی حاجیزاده تمرکز خود را بر توسعه پایگاههای دارای «شفتهای پرتاب عمودی» در جنوب کشور معطوف کرد تا ابزار فشار بر خطوط کشتیرانی خلیج فارس و کشورهای عربی را به حداکثر برساند.
دولتهای پساروحانی (توسعه کیفی در سایه جنگ): در دوران ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان، اگرچه نسلهای جدیدی چون موشکهای هایپرسونیک «فتاح» رونمایی شدند، اما این مقطع با ورود به فاز درگیری مستقیم و تخریب گسترده این زیرساختها همراه شد.
۳. توپوگرافی نظامی؛ اطلس خوشههای موشکی ایران
جمهوری اسلامی شبکهای متشکل از حدود ۳۰ مجتمع بزرگ زیرزمینی ایجاد کرده است که از نظر کارکردی به خوشههای مجزا تقسیم میشوند:
الف) زنجیره تحقیق، توسعه و تامین سوخت (شمال مرکزی)**
این خوشه، مغز متفکر و شریان حیاتی تولید است. تاسیسات «شاهرود»، مجتمعهای «شهید باکری» (خجیر/ده ترکمن) و «شهید همت» (پارچین) و تاسیسات «گرمسار»، وظیفه ریختهگری سوخت جامد و مایع و ساخت موتورها را بر عهده دارند. تخریب مخلوطکنهای سیارهای در شاهرود طی حملات اخیر، ضربهای مهلک به این زنجیره محسوب میشود.
ب) خوشههای مونتاژ و تولید انبوه (مرکز و غرب)**
اصفهان: مجتمعهای «احمد کاظمی» (نجفآباد)، «بهارستان» و «مبارکه»، بزرگترین قطبهای تولید و مونتاژ هستند که در درههای عمیق محافظت میشوند.
کرمانشاه و لرستان: پایگاههای قدیمیتری نظیر «پنجپله»، «تنگه کنشت» و سایت راهبردی «امام علی» در خرمآباد که نقش کلیدی در دپو و پرتاب موشکهای بالستیک دارند.
پ) خوشههای تاکتیکی و سیلوهای پرتاب عمودی (جنوب و شرق)
پایگاههای مستقر در نوار جنوبی شامل «خورگو»، «خورموج»، «جم»، «لار»، و «حاجیآباد» بهطور خاص برای تهدید ترافیک دریایی تنگه هرمز و کشورهای حاشیه خلیج فارس طراحی شدهاند. از سوی دیگر، پایگاه معروف به «شهر موشکی گرانیتی» در یزد و سیلوهای زیرزمینی در تبریز و شیراز، تکمیلکننده این زنجیره پرتاب هستند.
۴. فروپاشی اسطوره نفوذناپذیری؛ پیامدهای جنگهای اخیر
با آغاز درگیریهای مستقیم نظامی میان ایران و اسرائیل (معروف به جنگهای ۱۲ روزه و موجهای پس از آن)، دکترین «شهرهای نفوذناپذیر موشکی» با یک آزمون واقعگرایانه و خشن مواجه شد. ارزیابی تصاویر ماهوارهای نهادهای اطلاعاتی (نظیر آلما و انستیتیو واشنگتن) نشاندهنده تغییر موازنه است:
انهدام زیرساختهای کلیدی: بیش از ۵۰ درصد تاسیسات در خوشههای تبریز، اصفهان، کرمانشاه و شیراز تخریب شدهاند. ساختمانهای پشتیبانی، لانچرها و دهانههای تونلها در پایگاههایی نظیر «الزهرا» (اَمند) و «پنجپله» آسیبهای جبرانناپذیری دیدهاند.
آسیب به توان پرتاب منطقهای: سایتهای حاوی شفتهای پرتاب عمودی در جنوب کشور که برای اعمال اتوریته در خلیج فارس طراحی شده بودند، در موج بمبارانها فلج شده و بخش عمدهای از قابلیت عملیاتی خود را از دست دادند.
تلفات نیروی انسانی متخصص: کشته شدن زنجیرهای از فرماندهان ارشد و پرسنل کلیدی نیروی هوافضا (مانند کشته شدن دهها پاسدار در حملات به پایگاه خرمآباد)، روند بازسازی و مدیریت این شبکه را با بحران جدی روبهرو کرده است.
میلیاردها دلار از منابع اقتصادی ایران طی دههها در تونلهای تاریک کوهستانها سرمایهگذاری شد تا سپر امنیتی جمهوری اسلامی را در برابر تهدیدات بیرونی تضمین کند. با این وجود، تحولات میدانی اخیر و تخریب گسترده این تاسیسات زیرزمینی توسط تسلیحات سنگرشکن و حملات دقیق، نشان داد که این استراتژی در ایجاد یک چتر بازدارندگی مطلق ناکام مانده است. اکنون، با بخش بزرگی از زیرساختهای منهدمشده و شبکه فرماندهی آسیبدیده، ساختار نظامی جمهوری اسلامی با چالشی بنیادین در بازتعریف دکترین امنیتی خود در خاورمیانه ملتهب روبهروست.





