سپتامبر 8, 2026 12:52 ق.ظ , فرانكفورت

رژیم سرکوبگر ایران در منگنه تحریم و مذاکره؛ هرمز، ابزار باج‌خواهی در کانون رویارویی

در میان پیام‌های متفاوت واشینگتن و تحرکات پاکستان و عمان، بحران موجودیت رژیم ایران وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحله‌ای که در آن با وجود برجسته‌تر شدن گزینه مذاکره، سایه سنگین فشارهای خردکننده اقتصادی و تهدیدات نظامی همچنان پابرجاست. در کانون این معادله، تنگه هرمز نه به عنوان یک گذرگاه، بلکه به عنوان ابزار باج‌خواهی کلیدی رژیم در کشمکش بر سر شرایط بازگشت به میز مذاکره و میزان امتیازدهی‌های احتمالی خودنمایی می‌کند.
دیدگاه‌ها درباره شانس موفقیت مسیر سیاسی و دیپلماتیک با این رژیم متفاوت است؛ در حالی که «عهدیه السید»، رئیس پیشین انجمن روزنامه‌نگاران بحرین، به‌درستی معتقد است که رژیم فریبکار آخوندی هرگز آماده دادن امتیازات واقعی نیست، «مکرم رباح»، پژوهشگر سیاسی، بر این باور است که تشدید تحریم‌ها ممکن است این رژیم درمانده را به سمت ماجراجویی‌ها و تنش‌آفرینی‌های نظامی سوق دهد.
از سوی دیگر، «ایلی یوسف»، روزنامه‌نگار و نویسنده، معتقد است که واشینگتن برای جلوگیری از وقوع یک جنگ گسترده، استراتژی خفگی اقتصادی و تهدید نظامی را در هم آمیخته است تا گلوی این حکومت را بفشارد. این در حالی است که «حکم امهز» ادعا می‌کند که رژیم تهران هنوز هم برگ‌هایی برای اخاذی روی میز دارد که مهم‌ترینِ آن‌ها، تهدید امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز است.
رژیم در لبه پرتگاه فروپاشی داخلی
عهدیه السید با اشاره به شکست مکرر فرصت‌های گفت‌وگو از ۲۸ فوریه و پافشاری مضحک سردمداران رژیم بر ارائه روایتی دروغین مبنی بر پیروزی در جنگ، موفقیت هرگونه مذاکره با این حکومت را بعید می‌داند. او به‌درستی تأکید می‌کند که توهم پیروزی و عدم پذیرش واقعیتِ شکست از سوی آخوندها، شانس دستیابی به هر توافق قابل اجرایی را به صفر می‌رساند.
السید می‌گوید که فشارهای اقتصادی، بحران‌های داخلی را برای رژیم تشدید کرده است و به صف‌های طولانی پمپ بنزین و شعله‌ور شدن خشم و اعتراضات مردمی، در کنار پاداش‌های تعیین‌شده توسط خزانه‌داری آمریکا برای شکار ۵ تن از سرکردگان تروریست سپاه پاسداران اشاره می‌کند.
وی پیش‌بینی می‌کند که این بحران در نهایت به فروپاشی کامل اقتصادی و پایان عمر ننگین نظام ولایت فقیه منجر خواهد شد و ابراز امیدواری می‌کند که ارتش برای محافظت از مردم بی‌دفاع در برابر ماشین سرکوب و استبداد این رژیم، وارد عمل شود.
در خصوص پرونده هرمز، السید مین‌گذاری‌های رژیم در این آبراه بین‌المللی را یک جنایت مسلم بین‌المللی و مصداق بارز تروریسم دریایی می‌داند. او همچنین معتقد است که برتری قاطع نظامی و اقتصادی آمریکا، توانایی رژیم تهران را برای ادامه ماجراجویی‌ها و تنش‌زایی فلج می‌کند و پایگاه‌های موشکی پوشالی آن هرگز در برابر قدرت کوبنده آمریکا دوام نخواهند آورد.
تحریم‌ها؛ پیش‌درآمدی بر گزینه‌های کوبنده‌تر علیه رژیم
مکرم رباح تحرکات آمریکا را در چارچوب سیاست «هویج و چماق» ارزیابی کرده و معتقد است که تحریم‌ها و انزوای بی‌سابقه اقتصادی پایان کار رژیم نیستند، بلکه تنها بخشی از حلقه محاصره‌ای هستند که ممکن است در نهایت به برخورد نظامیِ پاکسازی‌کننده منجر شود.
رباح بر این باور است که معضل اساسی، ماهیت بی‌ثبات و غیرقابل‌اعتماد رژیم است؛ چرا که هیچ نهادی در این حکومت قادر به پایبندی به توافقات نیست و چهره‌های به‌اصطلاح دیپلماتیک آن، هیچ اختیاری در برابر مافیا و تروریست‌های سپاه پاسداران ندارند. او تنگه هرمز را صرفاً یکی از ابزارهای اخاذی رژیم می‌داند و هسته اصلی بحران را برنامه‌های مخرب هسته‌ای و موشکی و همچنین گروه‌های تروریستی نیابتی رژیم در منطقه مانند حزب‌الله می‌داند. او تأکید می‌کند که رژیم باید از تمام این پروژه‌های ویرانگر دست بردارد.
به گفته رباح، رویارویی با این حکومت دیگر تنها محدود به یک دولت خاص در آمریکا نیست، بلکه اراده‌ای کلان در ارتش و نهادهای امنیتی آمریکا برای مهار آن شکل گرفته است. این امر، قمار رژیم بر روی عنصر زمان را به‌شدت مرگبار می‌کند؛ چرا که گذر زمان، طناب دار را بر گردن نظام تنگ‌تر کرده و کفه ترازو را به نفع ایالات متحده و اسرائیل سنگین‌تر می‌کند.
فشار فرسایشی؛ طناب دار اقتصادی و سایه سنگین گزینه نظامی
ایلی یوسف تأکید می‌کند که خفه کردن اقتصاد رژیم و منزوی ساختن کامل آن زمان‌بر است و نباید انتظار نتیجه‌گیری فوری از تحریم‌ها داشت، همان‌طور که تجربیات پیش از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نشان داد که ماشین سرکوب رژیم چگونه در زیر فشارها دچار فروپاشی درونی می‌شود.
یوسف گزینه نظامی کوبنده را کاملاً محتمل می‌داند، به‌ویژه که فشارهای اقتصادی پس از ضرباتی اعمال شد که توانایی‌های فرسوده هوایی، دریایی و پدافندی رژیم را بیش از پیش فلج کرده است. با این حال، او هشدار می‌دهد که شرارت‌های رژیم همچنان خطراتی را برای کشورهای منطقه و امنیت تجارت آزاد در هرمز به همراه دارد.
وی رویکرد آمریکا را ترکیبی از سایه سنگین اقدام نظامی و حلقه محاصره اقتصادی با هدف جلوگیری از یک جنگ تمام‌عیار می‌داند، در حالی که شمشیر عملیات نظامیِ محدود و هدفمند همچنان بالای سر سردمداران رژیم باقی است. او معتقد است واشینگتن اکنون با اقتدار قادر است امنیت عبور و مرور نفت از تنگه هرمز را در برابر راهزنی‌های دریایی سپاه تضمین کند.
یوسف پیش‌بینی می‌کند که این محاصره حداکثری ممکن است به تحمیل تفاهم‌نامه‌ای جدید ختم شود که رژیم را مجبور به دست کشیدن از راهزنی در هرمز در ازای تنفس مقطعی شریان‌های بندری‌اش می‌کند؛ مشروط بر اینکه خلع سلاح هسته‌ای، توقف برنامه‌های موشکی و قطع دستِ شبه‌نظامیان تروریستِ وابسته به آن در منطقه، پایه‌های اصلی این تسلیم باشند.
رژیم درمانده و پافشاری متوهمانه بر شروط توخالی
حکم امهز معتقد است که سفر ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، حامل پیامی هشدارآمیز از سوی آمریکا برای کشاندن لاشه رژیم به میز مذاکره بوده است؛ پیامی که پایان دادن به باج‌گیری در هرمز را شرط لغو برخی تحریم‌ها و رفع محاصره می‌داند.
او می‌گوید رژیم همچنان در توهم به سر می‌برد و مطالباتی خیالی مطرح می‌کند؛ از جمله پایان دادن به جنگی که خود از طریق نیابتی‌هایش در لبنان برافروخته است، عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از منطقه، دسترسی به دلارهای بلوکه‌شده برای تأمین مالی ماشین تروریسم، لغو تحریم‌های نفتی و حتی دریافت غرامت!
امهز برخورد نظامی آمریکا برای گوشمالی دادن به رژیم را کاملاً ممکن می‌داند، اما معتقد است واشینگتن در حال حاضر به دلیل هزینه‌های احتمالی نبرد زمینی، در آن محتاط است. وی ادعای کنترل کامل آمریکا بر هرمز را نمی‌پذیرد و معتقد است که نفسِ مذاکره بر سر آن، نشان‌دهنده ابزار باج‌گیری بودنِ این تنگه در دستان رژیم است و این بحران‌آفرینی تا زمان تسلیم تهران یا دستیابی به توافقی تحمیلی، ادامه خواهد یافت.

اشتراك گذاشتن

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *