اقلیم اشغالی احواز، سرزمینی که روی اقیانوسی از نفت، گاز و ثروتهای عظیم طبیعی خفته است، امروز به یکی از تلخترین نمادهای استعمار، غارت و آپارتاید اقتصادی توسط رژیم ایران تبدیل شده است. در حالی که شریانهای اقتصادی، صنایع سنگین و ماشین سرکوب رژیم از ثروتهای این سرزمین تغذیه میکنند، سهم ساکنان بومی و عرب احواز چیزی جز فقر مطلق، بیکاری گسترده و حاشیهنشینی کشنده نیست. این پارادوکس دردناک، حاصل یک سوءمدیریت ساده نیست، بلکه نتیجه اجرای دههها سیاست سرکوبگرانه و استعمارگرانه است.
حذف سیستماتیک جوانان بومی
حضور غولهای صنعتی مانند شرکتهای ملی حفاری، پتروشیمیها، صنایع فولاد و مجتمعهای غاصبانه نیشکر (مانند دعبل خزاعی) در احواز، نه تنها گرهی از مشکل اشتغال ساکنان بومی باز نکرده، بلکه به ابزاری برای تحقیر و به حاشیه راندن آنان تبدیل شده است. مافیای اقتصادی رژیم با اعمال سیاستهای شدیداً تبعیضآمیز، مدیران و نیروی کار خود را به صورت «اتوبوسی» از مناطق غیربومی وارد میکند. در نتیجه، جوانان توانمند، متخصص و جویای کار احوازی در سرزمین مادری خود و در چند قدمی چاههای نفت و لولههای گاز، با درهای بسته، بیکاری و در صورت اعتراض، با باتوم و زندان مواجه میشوند.
غصب اراضی و نابودی منابع معیشت سنتی
ماشین غارت رژیم اشغالگر تنها به نفت و گاز بسنده نکرده است. مصادره سیستماتیک زمینهای کشاورزی و اجدادی عربها به بهانه توسعه میادین نفتی (نظیر آنچه در غیزانیه و مارون ۶ شاهد آن هستیم) و توسعه طرحهای ویرانگر نیشکر، هزاران کشاورز مستقل را به حاشیهنشینانی فقیر و نیازمند تبدیل کرده است. همزمان، انتقال آب سرشاخهها، خشکاندن عمدی رودخانههایی چون کارون و کرخه و نابودی هورها، تیر خلاصی بر پیکره کشاورزی، دامداری و صیادی بومیان بوده و شریانهای معیشت سنتی آنان را به طور کامل قطع کرده است.
سلاح فقر برای تغییر دموگرافیک (بافت جمعیتی)
ابعاد فقر و بیکاری در ثروتمندترین منطقه خاورمیانه نشان میدهد که این وضعیت یک «پروژه مهندسیشده و هدفمند» است. نظام حاکم بر ایران با استفاده از سلاح فقر، محرومیت از امکانات اولیه، و تحمیل آلودگیهای کشنده زیستمحیطی، در تلاش است تا بافت جمعیتی اقلیم احواز را دگرگون سازد. هدف نهایی این سیاست فاشیستی، وادار کردن عربهای احوازی به کوچ اجباری از سرزمین اجدادیشان و استقرار جمعیتهای مهاجر غیربومی است تا تسلط امنیتی و اقتصادی رژیم بر این ثروتها برای همیشه تثبیت شود.
با این وجود، تداوم اعتراضات خیابانی جوانان جویای کار و مقاومت روزمره مردم نشان میدهد که سیاست فقیرسازی و تحمیل گرسنگی نتوانسته است اراده ملت احواز را برای مقابله با استعمار، توقف غارت ثروتها و بازپسگیری حقوق مشروعشان در هم بشکند. فقر در احواز، تنها یک پدیده اقتصادی نیست؛ بلکه سند زنده جنایت بشری و جنایت علیه بشریت در کارنامه اشغالگران است.





